موضوع ۱و۲

 موضوع اول: یه ماه پیش متوجه شدم که نیازه جلسات تراپی رو شروع کنم به خاطر اینکه استرس و اضطراب روزمره ام هنوز حتی سر چیزای کوچیکم زیاده ولی چون گفتم شاید ذهنم درگیر بشه گذاشتم بعد امتحانات و تو تعطیلات و دیروز عصر اولین جلسه رو شروع کردم‌. نمیدونم فکر نمیکردم بتونم ۴۵ دقیقه بایکی از خودم بتونم حرف بزنم باهاش ولی خب معلوم شد خودم رو نمیشناسم هنوز و تونستم. و اینکه یهو وسط جلسه این به ذهنم رسید که اصلا نیاز به انجامش داشتم چون یه لحظه تمام مسئله ها و دغدغه هام کوچیک به نظر رسید برام و یادم رفت اون لحظه که اره  همین مسئله ها و مشکلات ریز باعث شده بود اعتماد به نفس کمتر و فرد استرسی بشم و کمتر دلم بخواد از خونه بیرون برم. من قبلا خیلی سعی میکردم درمورد خودم فکرکنم دوباره مثل قبلاها ولی انگار نمیشد و از دیروزه بعد جلسه دوباره این قسمت فکر کردن انگار دوباره برام فعال ترشده. دوست داشتم خودمم جلسات درمان رو تجربه کنم تاحالا انجام نداده بودم به جز همون مشاورهای تحصیلی و کنکور واینا. خلاصه کلام اینکه خوب بود شروعش.

 موضوع دوم: فردا دوباره قراره به دنیای درس و کتاب برگردم و مرور وخوندن بعضی چیزای پایه تر از دوترم قبلی رو شروع کنم.و زبان رو جدی تر بخونم

 

0
درباره

سلام به «زمزمه‌های ماهتاب»!🌻
 من یه  دانشجوی روانشناسی‌ام که‌دوست‌دارم  اینجا گاهی بنویسم 

امکانات
قدرت گرفته از بلاگیکس ©